تب فوتبال در جهان بالا رفته و از مرز 40 هم گذشته ، 4 سال پیش ایران در جام جهانی حضور داشت در آلمان و آن جمله معروف فردوسی پور ( خداحافظ جام جهانی خداحافظ ... ) واین جمله چقدر معروف شد شاید عادل خان امروز را می دید که گفت : خداحافظ جام جهانی ، 4 سال گذشت و باز جام جهانی اما اینبار بدون ایران .

این روزها همه در تب فوتبال می سوزند و به هر جا نظر می کنی همه دراین رخداد غرق شده اند اما کشور ما ایران چه ؟ آیا مردم ایران هم تب کرده اند ، 98 را به یاد بیاورید زمانی که گل خداداد وارد دروازه استرالیا شد ، ایران منفجر شد مردم با چه شور شوقی به خیابان ریختند پسر، دختر ، پیر ، جوان دست در دست هم ایران ایران می کردند ، بدون هیچ شعاری و بدون هیچ تنشی 1 روز همه شاد بودند و  فردای آن روز زندگی از سر گرفته شد ، نه شیشه ای شکست نه سری .

2002 ایران در ثانیه های آخر نتوانست از سد ایرلند گذر کند و ما ناکام شدیم جام جهانی برگزار شد و مسئولین قول دادند جام آلمان با ما برگزار می شود ، 4 سال بعد مردم دیدند که دادکان به قول خود عمل کرد و پرچم ایران بین 32 تیم بود . ایران نتیجه نگرفت اما مردم شاد بودند با اینکه برای مردم شکست در مقابل پرتقال و مکزیک سخت بود اما به احترام قول دادکان این شکست را پذیرفتند .

اما بوق ها به صدا در آمد که چهار سال بعد ما جزوء 4 تیم اول جهان هستیم ( گفتند: نگوید ، این حرف نشدنی است این کار خودروی سمند نیست که موتور پژو و اتاق فیات بیاوریم و به اسم خودروی ملی قالب کنیم ) اما نشد گفتند و گفتند که اگر اول نشویم چهارم می شویم ، با اینکه باور این جمله سخت بود اما دل خوش کردیم که خدا را چه دیدید شاید معجزه شد یا نه حتما برنامه ای در کار است که تب فوتبال ما را بالا ببرند .چهار سال گذشت و نه تنها به رده چهارم جهان نرسیدیم بلکه از همان دلخوشی حضور در جام جهانی نیز محروم شدیم ، پس چه شد آن گفته ( کی گفته شما خود شنیدید ... من که نگفتم ) . تب فوتبال ما به عرق سرد تبدیل شد و شاید هم به لرز .

اما ما هم تب داریم البته نه از نوع فوتبالی از نوع دگر ، تب بیکاری ، تب تورم ، تب تحریم ، تب هدفمند کردن ، تب سیاسی ، تب سبز و سفید ، تب فرهنگی ، تب تهاجم فرهنگی ، تب دوست پارسال و دشمن امسال ( روسیه ) ، تب استان کردن شهرستانها ( البته با همت پدر و مادر ها ) ، تب زودتر صاحب بچه شویم ( 1 میلیون امروز نقد فردا نسیه ) ، تب زلزله ، تب تسخیر فضا ، تب بگم بگم ، تب من نبودم و ما نبودیم ، تب باتوم و گاز فلفل ، و شاید بدترین تب دنیا تب مرگ ندا و سهراب .

بیچاره مردم کشور ما باید با چند تب دست پنجه نرم کنن ، مردم خارج پارسال با یه تب مختصر اقتصادی بیچاره شدند آن هم فقط یک سال ، اما مردم ما چندین سال است که تب اقتصاد دارند شاید دیگر بدن ما به این تب ها مقاوم شده و به همین خاطر است که هر روز یک شکوک جدید به ما وارد می کنن .

اما با این همه شوک و تب باز این مردم ایران هستند که استوار ایستاده اند و هر روز مقاوم  و محکم تر به جنگ تب بعدی می روند ، با این همه شوک ، درد و سوختن در تب همچنان سر زنده ، شاد و سبز ، استوار ایستاده اند .